روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )

4

شرح شطحيات ( فارسى )

سبحان ذى البهاء و ذى البقاء ، ذى المجد و ذى الكبرياء . از نظر تجلّى وحدتش كرده دهان كاف و نون بر زبرجد قاف . مدحت فصحا در ثناء عزّتش نزد كمال قدرتش گشت عين كاف . درّ ثمين فطرت از اجلال جلالش گشت اخضر ، صفايح انجم در هواى فلك خراس ملك كرده از اثير انور . عناصر مختلف تحت گردون موافقت « 5 » از حكمتش ساخته ، با مزج اتّضاد در به نيت اشباح از قدرتش . ( 5 ) سپاس آن لطيفى كه اين عجايب از قدرتش عجب نيست ، و اين غرايب در مملكتش غريب نيست . قدّوسى كه يدش در بقاء قدرت است ، و وجه كنه قدم محبّتش نوال حكمت ، و نزول عين رحمت با ظهور تجلّى انوار صفت قدمينش ، و قدم و ازل اصبعينش . نفاذ مسبّب در علم قضا و قدر صلاتش قرب و وصال ، ضحكش رضى در جلال و جمال . سبحانه عمّا اشار اليه اهل الزّيغ من المشبّهة الضالّة ، و تقدّس ذاته و صفاته عمّا اومى اليه المعطّلة الكافرة . له الاسماء الحسنى و هو العزيز الحكيم . عزّت آن قديمى را كه جان جان‌بخشان معرفت از ادراك كنه قدم جلال ذاتش در عزّ بقا حيران ، و از شوق جلال و كمال ابدش ديدهء عاشقان و إله در بيداء وحدانيت گريان . عقول اولو الالباب محبّت‌هايم در سراب معرفت عطشان ، اسرار ارباب توحيد در شطّ بحر تجريد از صدمات سطوات لمعات بروج صمديّت و سرمديّت در عين هيمان . ( 6 ) ارواح انبيا بجناح وصلت و عزّ اصطفائيّت در هواء هويّت به خود از خود بنعت حيرت پرّان ، و قلوب اصفيا در زور مزار قدم چون

--> ( 5 ) موافقت : موافق است S